السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
174
تفسير الميزان ( فارسي )
ابن شهرآشوب آن را با ذكر سند از انس از رسول خدا ( ص ) نقل كرده است . و در تفسير برهان از شرف الدين نجفى نقل كرده كه گفته است : تاويل اين آيه را ابو نعيم در حلية الاولياء بسند خود از ابى هريره آورده و گفته است : اين آيه در حق على بن ابى طالب ( ع ) نازل شده و مقصود از كلمه « مؤمنين » آن حضرت است « 1 » . مؤلف : لفظ آيه مساعد با اين تاويل نيست ، مگر اينكه بگوئيم منظور از اتباع در جمله * ( « وَمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ » ) * پيروى به تمام معنا باشد بطورى كه آن شخص پيرو در هيچ شانى از شؤون از رسول خدا ( ص ) تخلف نداشته باشد ، و كلمه « من » بيانيه نباشد بلكه تبعيض را برساند ، كه در اين صورت ممكن است گفته شود مقصود از آن شخص مؤمن ، على ( ع ) است ، و ليكن تازه معلوم نيست كه با سياق آيه وفق دهد . و در الدر المنثور است كه بزار از ابن عباس روايت كرده كه گفت : بعد از آنكه عمر مسلمان شد مشركين گفتند : مسلمانان امروز از ما انتقامشان را گرفتند و خداوند اين آيه را نازل كرد : * ( « يا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّه وَمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ » ) * « 2 » . مؤلف : اين معنا در روايت ديگرى نيز آمده ، و ليكن با عقل درست درنمىآيد براى اينكه آن روزهايى كه عمر مسلمان شد وضع رسول خدا ( ص ) طورى نبود كه مصحح چنين خطابى از خداى تعالى باشد . آرى ، آن ايام ، ايام فتنه و مشقت اسلام بوده ، و تا چند سال بعد از آن هم آن شدت و عسرت ادامه داشته است ، و رسول خدا ( ص ) قدرت جنگيدن و مبارزه علنى نداشته تا محتاج ياورى باشد . علاوه ، در اين روايات دارد : « عمر چهلمين نفر و يا چهل و چهارمين نفر بوده كه مسلمان شده » و حال آنكه از ظاهر آيه استفاده مىشود كه در مدينه در ضمن آيات سوره انفال نازل شده ، و معلوم است كه عده مسلمين در مدينه از صدها نفر متجاوز بوده است . و نيز در همان كتابست كه ابن اسحاق و ابن ابى حاتم از زهرى روايت كردهاند كه در تفسير آيه * ( « يا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّه وَمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ » ) * گفته است : اين آيه در باره انصار نازل شده « 3 » . مؤلف : اين روايت در نامساعد بودن با سياق آيه مانند دو روايت قبلى است ، مگر اينكه مقصود اين باشد كه اين آيه در روزى كه انصار به آن حضرت ايمان آوردند و يا در روزى
--> ( 1 ) تفسير برهان ج 2 ص 92 ( 2 و 3 ) الدر المنثور ج 3 ص 200